سيد صادق سجادى
43
تاريخ برمكيان ( فارسى )
برداشته به كشمير گريخت و به تربيتش همّت گماشت تا مردى دانشمند و زباندان گرديد . مدتى بعد مردم بلخ او را دعوت كرده و منصب موروثى را به دو باز گردانيدند . اين برمك پدر خالد است كه سپس به دستگاه امويان وارد شد « 1 » . روايت ابن فقيه و به تبع او ياقوت حموى با گزارش ابن ازرق در بعضى از جزئيات متفاوت است « 2 » . بنا به گزارش او پس از فتح بلخ به دست مسلمانان ، برمك پدر خالد « 3 » كه متولى نوبهار بود خراجى بر عهده گرفت و به مدينه رفت و مسلمان شد و اما بلخيان اين را برنتافتند و يكى از پسرانش را « برمك » گردانيدند و نيزك ترخان نيز به پيكار او آمد . برمك مسلمان به مقابله رفت و چنان نيزك را تهديد كرد كه ناچار عقب نشست . با اين همه نيزك توطئهاى درچيد و او را با همه فرزندانش جز كودكى خردسال بكشت . اين كودك همراه مادر به كشمير رفت و در آنجا طب و حكمت و نجوم آموخت و بر دين پدرانش بزرگ شد . پس بلخيان او را خوانده و منصب موروث و لقب برمك به او دادند . اين برمك با دختر شاه چغانيان ازدواج كرد و سه فرزند از او زاده شد كه در منابع ما از آنها با نامهاى اسلامى حسن و خالد و عمرو ياد شده است « 4 » ؛ در حالى كه پدر و مادر آنها در آن تاريخ هنوز مسلمان نبودند . گفتهاند برمك جد خالد كه به مدينه رفت و مسلمان شد ، فيروز نام داشت كه بنابر روايتهايى كه نمىتوانيم به درستى آنها اعتماد كنيم ، از زمان شيرويه متولى نوبهار بود . پسر اين فيروز كه خود متولى نوبهار شد و به ترويج كيش پدران پرداخت ، يعنى پدر خالد ، در ايام خلافت وليد بن عبد الملك مسلمان شد و جعفر بلخى نام گرفت و به برمك اصغر مشهور گرديد « 5 » . بدليسى « 6 » نيز نام او را جعفر خوانده است . لا اقل بخشهايى از اين روايتها به داستانسرايىهاى عاميانه بيشتر شبيه است تا گزارشهاى تاريخى . اين معنى را بعضى تناقضهاى موجود در اين گزارشها تأييد مىكند . در روايات مربوط به نخستين دورهء فتح اسلامى بلخ از برمك و نوبهار ياد نشده
--> ( 1 ) . تاريخ آل برمك ، 4 - 7 . ( 2 ) . دربارهء تعارض اين روايات نك : Bosworth , 271 . ( 3 ) . چنين است در متن روايت . اما از سطور بعدى همين گزارش پيداست ابن برمك ، جدّ خالد بوده است . ( 4 ) . البلدان ، 619 - 618 ؛ معجم البلدان ، 4 / 818 - 819 . ( 5 ) . كانپورى ، 54 - 56 . ( 6 ) . شرفنامه ، ص 328 .